بایگانی دسته بندی "هنری"

درست در همین روزهایی که گردوغبار خوزستان را فراگرفته معاون امور مجلس سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده مجلس بودجه مقابله با گرد و غبار خوزستان در سال ۹۷ را حذف کرده است.

به گفته کریم شافعی ۱۵۰ میلیون دلار برای مقابله با گرد و غبار جنوب کشور از جمله خوزستان در نظر گرفته شده بود که کمیسیون تلفیق مجلس آن را حذف کرده است.

او همچنین اضافه کرده پیشنهاد اختصاص دو میلیارد دلار برای «ساماندهی پسماندهای خانگی، آبخیزداری و بهسازی محیط زیست» هم در این کمیسیون حذف شده است.

با اینکه پدیده ریزگردها به شدت زندگی مردم در استان‌های جنوبی و غربی به ویژه خوزستان و ایلام را دشوار کرده است با این‌حال حذف بودجه‌های مبارزه با ریزگردها پیشتر هم سابقه داشته است. سدسازی‌های بی‌رویه و پروژه‌های انتقال آب باعث خشک‌شدن تالاب‌ها و ایجاد کانون‌های ریزگرد در این مناطق شده است. در بودجه سال آینده هزاران میلیارد تومان به سازمان‌ها و بنیادهای غیرمولد و غیرضروری اختصاص داده شده است.

admin بدون نظر ادامه مطلب

حضور محسن افشانی در چالش عکس با مادر زن

 

 

محسن افشانی در چالش عکس با مادر زن

محسن افشانی بازیگر کشورمان, عکس هایی از خودش به همراه مادر زنش را منتشر کرد.این بازیگر ۲۸ ساله در چالش عکس با مادر زن به دعوت اشکان درویشی شرکت کرده است!

محسن افشانی نوشت:

*****

محسن افشانی در چالش عکس با مادرزن

اشکان درویشى عزیز چالش عکس با مادر زن رو راه انداخت و منو دعوت کرد…
ایشون مادرِ  بانوجان بنده هستند
بسیار مهربون و صبور

خدا شما رو حفظ کنه مهرى جون

سایه تون بالاى سرِ ما

منم علیرام نورایی عزیز رو به این چالش جذاب دعوت میکنم…

علیرام بیصبرانه منتظر دیدن عکس مادر همسر شما هستیم

 



admin بدون نظر ادامه مطلب

هنر آرت-سینما: هزاران نفر از جمله ستاره‌های هالیوود به همراه اریک گارستی شهردار لس آنجلس در تجمع اعتراضی زنان علیه سیاست‌های ترامپ همزمان و هم‌صدا با جنبش مقابله با آزار جنسی شرکت کردند. وایولا دیویس، اسکارلت جوهانسون، ناتالی پورتمن، ماریزا تومی و اوا لانگوریا در این تظاهرات حضور یافتند و برای تجمع‌کنندگان حاضر در مرکز شهر لس آنجلس سخنرانی کردند.

بسیاری از شرکت‌کنندگان با به سر گذاشتن کلاه‌های صورتی که نمادی علیه اظهارات توهین‌آمیز ترامپ درباره زنان است در این تظاهرات ظاهر شدند. همزمان با برگزاری یکی از مهم‌ترین رویدادهای سینمای مستقل در پارک سیتی ایالت یوتا که به شنیده شدن صدای جنبش مقابله با آزار جنسی کمک کرده و حمایت رابرت ردفورد از این جریان، تظاهرات لس آنجلس نیز جنجال‌های خاص خودش را به همراه داشت.

جوهانسون به نمایندگی از جنبش «تایمز آپ» برای سخنرانی روی صحنه رفت و گفت در ماه‌های اخیر، او بررسی درباره آزارهای جنسی که اغلب برای زنان اتفاق می‌افتد را آغاز کرده است. در بررسی و مطالعه رفتار خودش، او پیش از این احساس نیاز می‌کرده تا برای مقبول واقع شدن، ادب را بیش از حد لازم رعایت کند. به عقیده جوهانسون این رویکرد باعث می‌شد مهر تاییدی باشد بر این که زنان لزوما محتاج و نیازمندند.

او تاکید کرد دیگر در برخورد با مردانی که رفتار نامناسب از خود نشان می‌دهند احساس عذاب وجدان و شرم نخواهد کرد. دیویس بازیگر برنده اسکار هم تظاهرکنندگان را به فعالیت سیاسی و تحت فشار قرار دادن دولت فراخواند.

گارستی شهردار لس آنجلس هم که ظاهرا خودش را برای رقابت در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ آماده می‌کند با صحبت‌هایش علیه ترامپ و حمایت از جنبش زنان تظاهرکنندگان را تحت تاثیر قرار داد. گارستی در سخنانی طعنه‌آمیز به فعالیت‌های ترامپ در شبکه‌های اجتماعی گفت: «آقای رییس جمهور، شما توییت‌های‌تان را دارید اما ما صاحب این خیابان‌ها هستیم.»

admin بدون نظر ادامه مطلب

زنان عکاس برجسته‌ای در دنیا کار می‌کنند و بهترین دبیران عکس نشنال‌جئوگرافیک، تایم، واشنگتن پست، نیویورک‌تایمز و بسیاری دیگر از نشریات امریکایی زن هستند با این‌حال تعداد معدودی از زنان در آژانس‌های خبری بین‌المللی بزرگ کار می‌کنند و اکثریت قریب به اتفاق عکس‌های منتشرشده در بسیاری از مجموعه‌ عکس‌ها در سال ۲۰۱۶، متعلق به عکاسان مرد بوده چون ماموریت‌های مهم سرویس‌های خبری را به زنان نمی‌دهند.

در سال۱۹۷۳، سارا کرولویچ پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه میشیگان برای پیداکردن کار به ۲۹ روزنامه سر زد. او با دبیرسرویس‌های عکس که همگی مرد بودند ملاقات کرد و اغلب آنها این ایده را که یک زن عکاس خبری باشد، مورد تمسخر قرار دادند. او می‌گوید که یک دبیر عکس به او گفته استخدام یک زن مثل این است که «نصف یک نفر» را استخدام کنند.

وقتی در نهایت سارا توانست یک کار موقت در مجله پرویدینس پیدا کند، یکی از دبیران مرد او را در گوشه تاریکخانه گیر انداخت و سعی کرد او را ببوسد.

خانم کرولویچ در سال ۱۹۷۹ توسط نیویورک تایمز استخدام شد، یعنی یک سال بعد از توافقی که به‌واسطه شکایت قانونی کارمندان زن در زمینۀ نابرابری جنسیتی در استخدام، حقوق ماهیانه و ترفیع شغلی به دست آمده بود. او از اولین زنان عکاس نیویورک‌تایمز بود و از طرف بسیاری از همکارانش مورد تبعیض جنسیتی قرار می‌گرفت. او می‌گوید که عکاسان اقلیت روزگار بسیار سختی داشتند. این سختی‌ها تا سال ۱۹۸۴ ادامه داشت، تا زمانی که کارولین لی به عنوان اولین زن برای مدیریت بخش عکس مجله انتخاب شد.

آمار و ارقام لزوما نشان‌دهندۀ جانبداری از مردان در انتخاب بهترین عکس‌های سال نیست بلکه نشان می‌دهد بسیاری از ماموریت‌های مهم سرویس‌های خبری، روزنامه‌ها و یا مجلات را به زنان نمی‌دهند و این همچنان نابرابری جنسیتی در این حرفه را نشان می‌دهد.

تجربه خانم کرولویچ برای زنان عکاس خبری هم‌نسلش غیرعادی نبود. وقتی او کارش را آغاز کرد تقریبا تمام دبیرهای عکس، مردان سفیدپوست بودند. گرچه همیشه زنانی بودند که به‌رغم تمام تبعیض‌های جنسیتی و آزار و اذیت‌های جنسی کارهای مهمی انجام می‌دادند اما این حوزه تا حدود سال ۱۹۷۰و دهه ۸۰ شروع به تغییر نکرد. تغییر هم همیشه آسان به دست نمی‌آید. در سال ۱۹۷۳ اولین عکاس زن، جویس دوپکین، در تایمز استخدام شد و در حال حاضر از ۱۳ عکاس این مجموعه، چهار نفرشان زن هستند.

امروزه زنان بیشتر دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته‌های مرتبط با فتوژورنالیسم یا عکاسی خبری را تشکیل می‌دهند. بهترین دبیران عکس نشنال جئوگرافیک، تایم، واشنگتن پست، نیویورک‌تایمز و بسیاری دیگر از نشریات امریکایی زن هستند و تقریبا بیشتر کارمندان زیرمجموعه‌شان هم زن هستند. از هر نظر که حساب کنیم، تعداد زیادی از زنان عکاس برجسته جوان، کارهای عالی و خیره‌کننده‌ای انجام می‌دهند و مسیر جدیدی را در روایت‌گری داستان‌ها و درگیر‌کردن مخاطبان پیش می‌برند.

به‌رغم این دستاوردها، تعداد معدودی از زنان در آژانس‌های خبری بین‌المللی بزرگ کار می‌کنند. بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان وردپرس، در پنج سال گذشته زنان به صورت مداوم ۱۵ درصد از راه‌یافتگان به مسابقه معتبر جهانی ورد‌پرس را تشکیل داده‌اند. با این‌حال بررسی تایمز نشان می‌دهد اکثریت قریب به اتفاق عکس‌های منتشرشده در بسیاری از مجموعه‌ عکس‌های انتشارات بزرگ در سال ۲۰۱۶، متعلق به یک عکاس مرد بودند، چیزی حدود ۸۰ تا ۱۰۰ درصد آنها.

دانیلا زالکمن، عکاس آزاد که همزمان با پروژه‌های بلندمدتش ماموریت‌های مختلف کاری هم انجام می‌دهد، می‌گوید این آمار و ارقام لزوما نشان‌دهندۀ جانبداری از مردان در انتخاب بهترین عکس‌های سال نیست بلکه نشان می‌دهد بسیاری از ماموریت‌های مهم سرویس‌های خبری، روزنامه‌ها و یا مجلات را به زنان نمی‌دهند و این همچنان نابرابری جنسیتی در این حرفه را نشان می‌دهد.

او می‌گوید مسئله‌ای که زنان عکاس با آن روبرویند پیچیده است و شامل تبعیض جنسیتی، شیوه‌های استخدام، شکاف احتمالی اعتماد به نفس بین زنان و مردان، فشار زندگی شخصی، آزار جنسی و افول صنعت رسانه است.

در پاسخ به این چالش‌ها و برخی از دبیران عکس که می‌گویند برای یافتن عکاسان زن ماهر و با تجربه برای اعزام به مناطق خاص و ماموریت‌های ویژه مشکل دارند، خانم زالکمن بانک اطلاعاتی‌ای از زنان عکاس با سابقۀ کاری دبیری عکس به مدت پنج سال و بیشتر از آن ایجاد کرده است. او در حال راه‌اندازی وب‌سایتی است به نام زنان عکاس، که کارهای ۴۰۰ زن عکاس از ۶۷ کشور جهان در آن قابل مشاهده است.

او می‌داند که این لیست نمی‌تواند مسائل جنسیتی در عکاسی خبری را حل کند اما امیدوار است که به دبیران عکس نشان دهد که مسئله «کم بودن تعداد زنان عکاس نیست، بلکه نابرابری در استخدام آنان است.»

لینسی اداریو بیش از ۲۰ سال است که به عنوان عکاس خبری فعالیت می‌کند، از جمله برای نیویورک تایمز. او اغلب در مناطق و شرایط پرخطر کار کرده است و در سال ۲۰۱۱ به همراه خبرنگاران تایمز، آنتونی شدید، استفان فاری و تیلوز هیکس، دستگیر شد و به مدت ۶ روز در اسارت طرفداران قذافی در لیبی بود.

او می‌گوید: « باور نمی‌کنم که هنوز در این مورد صحبت می‌کنیم. این دیگر راز نیست که تعداد عکاسان زن این حرفه از مردان کمتر است. اما زنان شگفت‌انگیزی در این شغل هستند و فکر می‌کنم دبیران باید آنها را بشناسند و به آنها گزارش‌های خوب بدهند که به نحو احسن انجام دهند و به آنها فرصتی بدهند که کارهایشان منتشر شود.

او می گوید از زمانی که کارش را آغاز کرده زنان عکاس بیشتری در ایالات متحده به این شغل رو آورده‌اند اما هنوز هم تعداد کمی از آنها اخبار بین‌المللی را پوشش می‌دهند. به علاوه شرایط در خط مقدم در خاورمیانه بسیار خطرناک‌تر شده است.

تصویر رومانتیک از یک عکاس خبری همیشه مرد زمخت سفیدپوستی بوده با شالی دور گردنش و یک ریش‌تراش برقی. کار ما به چالش کشیدن این تصویر است و اگر زنان می‌خواهند وارد این حوزه شوند باید زنان بیشتر و بیشتری را به کار بگیریم.

او می گوید: «برای عکاسان مرد و زن که در سطح بین‌المللی و در موقعیت‌های خطرناک کار می‌کنند، بسیار دشوار شده است که هم به زندگی شخصی برسند و هم به کارشان. اما به عنوان مادر یک پسر، فکر می‌کنم این وضعیت برای یک زن به مراتب دشوارتر است.»

او اضافه می‌کند: «تصویر رومانتیک از یک عکاس خبری همیشه مرد زمخت سفیدپوستی بوده با شالی دور گردنش و یک ریش‌تراش برقی. کار ما به چالش کشیدن این تصویر است و اگر زنان می‌خواهند وارد این حوزه شوند باید زنان بیشتر و بیشتری را به کار بگیریم.»

بیشتر زنان عکاس در پنج سال گذشته در آفریقا، خاور میانه، هند و آسیا فعالیت می‌کنند و چشم‌اندازهای متفاوتی را از این مناطق نشان می‌دهند. آنها معمولا با تبعیض روبرو می‌شوند و مردان آنها را از کارشان اخراج می‌کنند.

اِمان هلال در همان شروع کارش وقتی برای یک روزنامه در مصر کار می‌کرد، مانند بسیاری از زنان در خیابان‌های قاهره مورد آزار و اذیت قرار گرفت. او می‌گوید امروز بزرگترین مشکلش این است که دبیران عکس غربی ترجیح می‌دهند عکاسان امریکایی و اروپایی را برای پوشش خبری مصر و خاورمیانه بفرستند به جای اینکه به عکاسان محلی مانند او شانس کار بدهند.

از طرفی موقعیت‌هایی در منطقه وجود دارد که زنان می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند و مردان نه. کیانا حاِئری اغلب داستان‌هایی را در کشورهای مسلمان دنبال می‌کند، بویژه در افغانستان و ایران که اکنون زندگی می‌کند. با اینکه او با فشارهایی از جانب مردان در این حوزه روبرو شده است، اما گاهی استخدام می‌شود چون به عنوان یک زن «در مقایسه با مردان دسترسی بهتری به زنان منطقه دارد.»

سیم چی یین هم همزمان با تدریس در کلاس‌ها و کارگاه‌ها، شاهد موج بزرگی از زنان جوان و عکاس آسیایی بوده که به او به چشم یک مرشد نگاه می‌کنند. بسیاری از آنها به خاطر تبعیض جنسیتی و تبعیض سنی باید تلاش بسیاری بکنند تا جدی گرفته شوند، به ویژه در چین.

خانم سیم می‌گوید به مرور زمان به خاطر جنسیت و دانشش در مورد منطقه توانسته یک ماموریت کاری بگیرد. دو سال قبل او به آژانس عکس VII پیوست، زمانی که این آژانس می‌خواست نمایندگان زن خود را در منطقه افزایش دهد. او اضافه می‌کند زن بودن در این زمان برای شغل او مانند شمشیر دو لبه است زیرا «تو می‌خواهی که بر اساس شایستگی‌هایت به عنوان یک عکاس خوب شناخته شوی، نه فقط چون یک زنی یا در مورد من، چون آسیایی هستی.»

این حرفه الان در نقطه‌ای است که زنانی که به جایگاه بالایی در دبیری عکس و ماموریت‌های خبری رسیده‌اند، در جست‌و‌جو و تلاش برای ایجاد تغییر هستند. زندگی حرفه‌ای سارا لین به عنوان یک عکاس در سال ۱۹۷۹ آغاز شد، زمانی که او به عنوان اولین زن برنده جایزۀ سال عکاسی دانشگاه از انجمن ملی عکاسان مطبوعاتی شد و وارد نشنال جئوگرافی شد. او پس از چندین کار اداری روزنامه، بالاخره عکاس آزاد شد و ۱۴ مجموعه برای نشنال جئوگرافی کار کرد. او اکنون اولین مدیر عکاسی زن در این رسانه است.

کیصر، عکاس آزاد ساکن در نیویورک، نگران این است که زنان بیشتر «برای عکاسی از موضوعات زنان طبقه‌بندی شوند». او که دوست دارد اخبار فوری را هم پوشش دهد، می‌گوید: «ما به برابری جنسیتی نیاز داریم، چون ما با هم تفاوت داریم به رویکردهای متفاوت نیاز داریم، نه اینکه فقط به زنان نیاز داریم تا لروما سفیر زنان باشند.»

او می‌گوید خود را وقف کمک به زنان جوان کرده است تا بتوانند نظم غالبِ موجود در فهرست اسامی عمدتا مردانه مجلات را در هم بشکنند. اما او برای پیدا کردن زنانی که در حوزه حیات وحش تخصص و تجربه کافی برای اعزام به ماموریت‌های علمی مجله را- که قوت غالب مجله است- داشته باشند با مشکل روبروست. این مهارت‌ها معمولا با دستیاری عکاسان در ماموریت‌‌ها قابل یادگیری است و به همین دلیل او عکاسانش را تشویق می کند تا دستیاران زن استخدام کنند.

خانم لین با بررسی نمونه‌کارها و قرارهای کاری با عکاسان متوجه شده است که در مقایسه با مردان تعداد زیادی از زنان جوان عکاس بر «انسان‌گرایانه» بودن عمیق مجموعه‌های عکس، اغلب در مسائل اجتماعی، تمرکز دارند. خانم لین با این مجموعه‌ها ارتباط بهتری برقرار می‌کند. اما ناتالی کیصر، عکاس آزاد ساکن در نیویورک، نگران این است که زنان بیشتر «برای عکاسی از موضوعات زنان طبقه‌بندی شوند». او که دوست دارد اخبار فوری را هم پوشش دهد، می‌گوید: «ما به برابری جنسیتی نیاز داریم، چون ما با هم تفاوت داریم به رویکردهای متفاوت نیاز داریم، نه اینکه فقط به زنان نیاز داریم تا لروما سفیر زنان باشند.»

خانم کیصر می‌گوید که عکاسی خبری، حرفه‌ای رقابتی است. او دلایل زیادی برای اختلاف جنسیتی در این حرفه برمی‌شمارد که یکی از آنها «شکاف اعتماد به نفس» بین زنان جوان و مردان است. او می‌گوید: «فکر می‌کنم ما به اندازه کافی به دختران جوان یاد نداده‌ایم که صاف بایستند و بگویند من لایق این شغل هستم، من بهترین گزینه برای این شغل هستم.» او اغلب هنگام بررسی کارها به زنان جوان‌تر می‌گوید که از او برای کارشان معذرت‌خواهی نکنند زیرا مرد جوان قبل از آنها این کار را نکرده است.

به نظر مالین فزهای، عکاس آزاد مستقر در نیویورک که ریشه سوئدی و اریتره‌ای دارد، موفقیت معمولا از شبکه‌های مختلف می‌آید و می‌تواند نتیجه این ارتباطات باشد. او می‌گوید: «مردمی که در رسانه‌ها کار می‌کنند معمولاً از طبقات خاصی می‌آیند و پیشینه بخصوصی دارند. آنها کسان دیگری را که سابقه مشابه خودشان دارند، می شناسند و همان‌ها را هم وارد رسانه می‌کنند.»

اکیلی کاساندریا راماسس، مدیر اجرایی N.P.P.A می‌گوید: «زنان سیاه و اسپانیایی‌زبان در عکاسی خبری با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه‌اند. من همۀ زنان سیاه‌پوست عکاس خبری را در ایالات متحده می‌شناسم و می‌توانم با انگشتان هر دو دستم آنها را بشمارم.» خانم راماسس به عنوان عکاس هرالد اکسمینر لس‌آنجلس در سال ۱۹۸۶ آغاز به کار کرد. او یکی از معدود زنان سیاهی بود که وقتی توسط ارلاندو سنشیال در فلوریدا استخدام شد به عنوان مدیر عکاسی شروع به کار کرد.

خانم راماسس می‌گوید حرفۀ خبر در دهۀ گذشته در حالت اورژانسی قرار گرفته است زیرا هزاران موقعیت شغلی در این حرفه از دست رفته‌اند و متاسفانه همین موضوع می‌تواند دغدغه و نگرانی حضور متنوع افراد در این حرفه را بی‌اهمیت کند و باعث شود اتاق‌های خبر از منظر روزنامه‌نگاری از نبود زنان و اقلیت‌ها رنج ببرند.

روزنامه‌ها و آژانس‌های خبری به طور سنتی زمین آموزشی است برای کسانی که خود را به مراتب بالای شغلی در عکاسی خبری می‌رسانند. اما وقتی مشاغلی که اجازه عکاسی هر روزه به افراد می‌دهند، کمتر می‌شود، فرصت بالا بردن مهارت‌ها هم کمتر و پیشرفت شغلی دشوارتر می‌شود. خانم راماسس می‌گوید در نبود فرصت استخدام نیروهای تازه، بالا بردن تنوع و گوناگونی در نیروها سخت است.

مگی استیبر در سال۱۹۷۳ اولین دبیر عکس دفتر اسوشیتد‌پرس در نیویورک شد. او ۳۵سال است در سطح بین‌المللی عکاسی می‌کند. او در زمینۀ آموزش افراد، به ویژه به زنان، شناخته‌شده است. مادر خانم استیبر دانشمندی بود که او را به تنهایی بزرگ کرده بود و به دخترش یاد داده بود «سرش را بالا بگیرد، سخت‌کوش باشد، مهربان و صادق باشد و هرگز احساس تحقیرشدن از جانب کسی، چه زن و چه مرد، نکند.» او می‌گوید: «تلاش کردم تا با این قوانین زندگی کنم، احتمالا به همین دلیل است که تحمل این را ندارم که کسی من را یک زن عکاس توصیف کند.»

او ادامه می‌دهد: «مشخص است که من یک زنم اما من به خودم به چشم یک عکاس نگاه می‌کنم که از قضا زن هم است. مهم است که جنسیت من چطور رویکردم را شکل داده است. این قابل انکار نیست. اما فکر می‌کنم این توضیح واضحات است و زنان را در یک کسب‌و‌کاری که تا امروز تحت سلطۀ مردان باقی مانده در موقعیت “ما و آنها” قرار می‌دهد.» او اضافه می‌کند: «من خودم را اینطور نمی‌بینم. من یک عکاسم.»

زمانی که میشل مکنالی، دستیار سردبیر عکس در تایمز، در سال ۱۹۷۸ کارش را آغاز کرد، این حوزه توسط مردان اشغال شده بود و فقط تعداد معدودی از زنان در مورد اختلاف جنسیتی بحث می‌کردند. امروزه بیشتر دبیران عکس تایمز زن هستند و بحث‌های حرفه‌ای بر عکاسان زن متمرکز است.

او می‌گوید: «بله ما همچنان همین بحث‌ها را داریم. اما مسئله این است که این بحث‌ها باید صورت گیرد.»

 

منتشرشده در نیویورک‌تایمز

admin بدون نظر ادامه مطلب

عکس امیر کاظمی و همسرش مهتاب محسنی به مناسبت سالگرد ازدواجش

سالگرد ازدواج امیر کاظمی و همسرش

امیر کاظمی بازیگر ۲۷ ساله کشورمان می باشد که این روزها در سریال لیسانسه ها مشغول نقش آفرینی است.

وی چند سالی است که با مهتاب محسنی ازدواج کرده است.

امیر کاظمی به مناسبت سالگرد ازدواج شان, عکس و متن زیر را منتشر کرده است.

امیر کاظمی نوشت:

امیر کاظمی و همسرش

 

شد شش سال که دارمت … که تو زندگیمى …

که تحمل کردى قضاوتهاى بى رحمانه آدمها رو … که تحمل کردى این همه توهین نا حق رو …

که موندى با روزهاى بیکارى و ندارى این پنج سال …

که تحمل کردى تمام نبودنهام رو … که نذاشتى سر کارى برم که دوستش ندارم …

این روزهاى خوب رو از صبوری هاى تو دارم یار جان …

هستى که شیرین ترین لحظه هاى زندگى رو بسازى ماه جان …

بودنت مبارکم … خوش بحالم

 

امیر کاظمی و همسرش



admin بدون نظر ادامه مطلب

در ۱۰ سال گذشته حداقل دستمزد کارگران هرگز نتوانسته بیش از ۲۹درصد هزینه‌های زندگی آنان را پوشش دهد.

بر اساس تحقیقی که خبرگزاری ایلنا منتشر کرده است، در فاصله زمانی سال‌های ۸۶ تا ۹۵ همیشه درآمد ناشی از حداقل مزد ناکافی بوده و نتوانسته حتی یک سوم هزینه‌های زندگی خانوار را پوشش بدهد.

در سال ۹۵ که در مقایسه با بقیه سال‌های یک دهه گذشته دستمزد کارگران بیشترین میزان هزینه‌های زندگی خانوارهای متوسط را تحت پوشش قرار داده این میزان ۲۹ درصد هزینه‌ها بوده است.

در مقابل سال ۹۲ دستمزدهای کارگران کمترین سطح از هزینه‌های زندگی یک خانوار متوسط را پوشش داده و میزان آن ۲۱ درصد بوده است. برای سال‌های ۸۶، ۸۷ و۹۰ هم درآمد ناشی از حداقل دستمزد برای پوشش دادن ۲۴ درصد هزینه‌های زندگی کافی بوده است. برای سال ۸۸ و ۸۹ این میزان به ترتیب ۲۶ و ۲۷ درصد شده است. در سال ۹۰ و ۹۱ قدرت پوشش‌دهی حداقل مزد به ترتیب معادل ۲۴ و ۲۲ درصد هزینه‌های زندگی شده است و برای سال‌های ۹۳ و ۹۴ نیز معادل ۲۵ و ۲۸ درصد شده است.

این اعداد و ارقام نشان می‌دهد که برخلاف تکلیف مقرر شده در ماده ۴۱ قانون کار، حداقل دستمزد هرگز در یک دهه گذشته نتوانسته‌ است به تنهایی تمامی هزینه‌های حداقلی یک خانوار متوسط را پوشش بدهد.

اگرچه فعالان  کارگری به نحوه محاسبه  تورم اعلامی انتقاد جدی دارند و معتقدند که مبنای این حساب و کتاب، تغییرات بهای کالا‌ها و خدماتی هستند که کمتر در سبد مصرفی هزینه‌های خانواده‌های مزدبگیر قرار دارند؛ اما براساس همین آمار و ارقام در فاصله زمانی یاد شده؛ نرخ تورم رسمی از ۹ درصد در سال ۹۵ تا ۳۴/۷ درصد در سال ۹۲ نوسان داشته است. از سوی دیگر در این یک دهه زمانی، آهنگ افزایش دستمزد سالیانه کارگران از ۹ تا ۲۵ درصد در نوسان بوده است. سال نود کارگران کمترین میزان افزایش مزدی را تجربه کرده‌اند و در مقابل برایشان در سال‌های ۹۲ و ۹۳ بیشترین افزایش مزدی اتفاق افتاده است.

نتایج نشان می‌دهد که نه تنها دستمزد نتوانسته هزینه‌های حداقلی زندگی را پوشش بدهد؛ بلکه مقایسه سال به سال نرخ تورم رسمی با میزان افزایش حداقل مزد نشان می‌دهد که در بیشتر مواقع افزایش مزد حتی از نرخ تورم رسمی نیز عقب‌تر بوده است. به عنوان نمونه در سال ۹۰ (سال به اجرا درآمدن هدفمند سازی یارانه‌ها) در برابر تورم ۲۱/۵ درصدی، میزان افزایش حداقل مزد‌ تنها ۹ درصد بوده است یا سال‌های ۸۶، ۸۷، ۹۱ و ۹۲ مقایسه مشابه عقب افتادن دستمزد‌ها از نرخ تورم را تایید می‌کند.

تحقیق: پانیذ فاضلیان

admin بدون نظر ادامه مطلب

هر مبارزه‌ای به تصاویرش نیازمند است. تصاویر ماه دی زنده مانده‌اند که شهادت دهند. هر کس که بعدها با این تصاویر مواجه شود ناگزیر باید قضاوت کند. این عکس‌ها نیاز به مراقبت دارند. به تماشاگرانی نیاز دارند  که سر کلافِ این تصاویر سیاسی را از پیوستار تاریخ بیرون کشیده و آن را تا روز داوری کش دهند.

اوندر چاکار، فیلمساز ترک، در مصاحبه با هیتو اشتایرل تعریف می‌کند که در سفرش به شنگال با سرباز کردی مواجه می‌شود که مصرانه از چاکار می‌خواهد فیلمش را بگیرد. شهر توسط داعش ویران شده و خیابان‌ها پر از ویرانه‌ها و اجساد است. چاکار به او می‌گوید صبر کند چرا که ساخت یک فیلم فرایندی زمان‌بر است. مرد اما زیر بار نمی‌رود و برای ثبت تصویرش اصرار می‌ورزد. او به فیلمساز می‌گوید زمان چندانی ندارد. هم‌رزمانش کشته شده‌اند، تنها او زنده مانده و او نیز به زودی کشته خواهد شد. سرباز رو به چاکار ادامه می‌دهد «پس چه‌کسی تصویر ما را حفظ خواهد کرد؟ ما این‌جا داریم تاریخ را می‌نویسیم. کسی نیست که این کار ما را ضبط کند؟»

هر مبارزه‌ای به تصاویرش نیازمند است. نیازمند آن چه که از آن در آینده بر جای می‌ماند. روزگاری وظیفه خلق این تصاویر برعهده نقاشان بود. قهرمان برای گرفتن حقش می‌جنگید و سپس نقاش قهرمانی او را تصویر می‌کرد. به مرور عکاسان و فیلمبرداران از راه رسیدند تا مبارزات مردم را بی‌واسطه در قاب تصاویر ثبت کنند. امروز اما معترضان نیازی به تصویربردار ندارند و قادرند تصویر مبارزه‌شان را بدون کمک دیگران بگیرند. تصاویر آن‌ها چنین می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که این افراد روزی در این‌جا مشغول نوشتن تاریخ بودند.»

برای تماشاگر این تصاویر، بی‌طرفی و بی‌غرضی معنایی ندارد چرا که عکس‌ها و فیلم‌های برجامانده او را بلافاصله درگیر می‌کنند و به درون محکمه می‌کشانند. ببینده‌ تصاویری که شهادت می‌دهند یک ناظر نیست. او در جایگاه یک قاضی قرار گفته است.

ماه دی گذشت. عده‌ای برای گرفتن حق‌شان بیرون آمدند و پس از چند روز همگی، به جز سی و چند نفر، دوباره به خانه‌هایشان بازگشتند. چیزی که از آن روزها بر جای مانده، تصاویرند. تصویر به مثابه یک باقی‌مانده. یک بازمانده. یک نجات یافته از نبردی بزرگ که هر لحظه دوان‌دوان از هنر آرت مبارزه به سوی ما برمی‌گردد و نفس‌زنان می‌گوید من دیدم. من شاهد بودم. من شاهد بودم که آن مردمان روزی آن‌جا بودند.

تصاویر ماه دی، بر خلاف تصاویر روزمره، از جنس سلیقه، ذوق، خاطره و زیبایی نیستند. آن‌ها زنده مانده‌اند که شهادت دهند و بنابراین مساله‌شان قضاوت است. هر کس که بعدها با این تصاویر مواجه شود ناگزیر باید قضاوت کند. آن‌ها نجات یافته‌اند و مصرانه روز داوری‌شان را طلب می‌کنند. برای تماشاگر این تصاویر، بی‌طرفی و بی‌غرضی معنایی ندارد چرا که عکس‌ها و فیلم‌های برجامانده او را بلافاصله درگیر می‌کنند و به درون محکمه می‌کشانند. ببینده‌ تصاویری که شهادت می‌دهند یک ناظر نیست. او در جایگاه یک قاضی قرار گفته است. ما دیگر درون آتلیه تصاویر نمی‌چرخیم، داخل دادگاه افتاده‌ایم.

به جز عکس‌ها و فیلم‌ها تصاویر دیگری نیز از ماه دی بر جای ماندند: اجساد. جسد به مثابه تصویر جسم. آن‌چه که از یک بدن زنده به جا می‌ماند. کاملا شبیه به آن اما چیزی سرتاپا متفاوت در جهانی دیگر. یک تصویر از بدنی که روزگاری حاضر بود. اجساد را می‌توان لمس کرد همانطور که روی تصاویر می‌توان دست کشید. نزدیک اما بی‌اندازه دور. از این لحاظ تصاویر مردگان ماه دی، شاهدی هستند که بر شاهدی دیگر شهادت می‌دهند. تصویر، شاهد آن است که روزی جسدی آن‌جا بوده‌ و جسد شهادت می‌دهد که بدنِ زنده‌ای روزگاری زندگی کرده است. چنین شهادت مضاعفی، اضطرار داوری را برای تماشاگر این تصاویر افزایش می‌دهد. قاب در قاب عدالت: «ما شهادت می‌دهیم آن‌ها که روزی زنده بوده‌اند در روز دیگری کشته شده‌اند.»

تصاویر ماه دی، بی‌کیفیت و فقیرند. نیازی به گفتن نیست. به سختی می‌توان در میان آن‌ها، به‌ویژه در میان تصاویر شهرستان‌ها، تصویر نمادین و به‌یادماندنی‌ای پیدا کرد. گنگ، محو، نامشخص و گم. بیشتر چهره‌ها پیدا نیستند. اگر هم پیدا باشند به محض آن‌که روی آن‌ها زوم کنیم، به سرعت محوتر و گنگ‌تر شده و از نگاه ما می‌گریزند. کیفیت مهم نیست. شناسایی چهره‌ها وظیفه‌ی تصاویر پلیسی و دوربین‌های امنیتی است. آن‌چه اهمیت دارد این است که این چهره‌های محو آن روزها با یکدیگر رودررو شده‌اند. تصویری که ما می‌بینیم چهره‌ی افراد را پیدا نمی‌کند بلکه گواهی می‌دهد که آن‌ها روزی چهره یکدیگر را پیدا کرده‌اند.

افرادی برای گرفتن حق‌شان به خیابان آمدند. یکی از این حقوق، حق تصویر داشتن است. آن‌ها سال‌های سال درون قاب‌های مختلف تصویر شده بودند و این‌بار می‌خواستند خودشان تصاویرشان را بسازند.

 افرادی برای گرفتن حق‌شان به خیابان آمدند. یکی از این حقوق، حق تصویر داشتن است. آن‌ها سال‌های سال درون قاب‌های مختلف تصویر شده بودند و این‌بار می‌خواستند خودشان تصاویرشان را بسازند. این افراد یک تصویر دیگرگون از خود می‌خواستند و برای این کار باید مناسبات مکانی و زمانی را نیز دگرگون می‌کردند. شهر باید دیگرگون می‌شد، که شد. آن روزها این مناسبات تغییر کرده بود و به همین دلیل تصاویر ماه دی با تصاویر همیشگی مردم تفاوت دارد. مبارزات تصویری می‌شد و به طور همزمان تصاویر به مبارزه یکدیگر می‌رفتند. بی‌دلیل نیست وقتی تصاویر بزرگ بنرهای شهرداری پاره می‌شدند مردم با شور و شعف دست می‌زدند. آن‌ها تصویرشان را می‌خواستند و برای چند ساعت آن را پس گرفتند.

تصاویر ماه دی برای شهادت آماده‌اند اما روز داوری شاید نزدیک نباشد. در این فاصله چه باید کرد؟ چگونه شعله‌ی حقیقتِ آن چند روز را تا روز داوری روشن نگاه داریم؟ امروز دادگاهی در کار نیست که ما قضات آن باشیم، به جای آن اما می‌توانیم وکالت تصاویر را برعهده بگیریم. کار وکیل روایت کردن است. او آن‌چه به جا مانده را روایت کرده و به گوش قاضی می‌رساند. حتی آلبوم‌های خانوادگی نیز معمولا یک وکیل دارند و  کسی از افراد خانواده عکس‌ها را روایت می‌کند. تماشای عکس‌ها فقط وقتی کامل می‌شود که این راویان درباره هر کدام از آن‌ها حرف بزنند. نگهبانان تصاویر. به همین ترتیب تصاویر ماه دی نیز نیاز به نگهبانان و وکلایشان دارند. عکس‌ها و فیلم‌ها باید بی‌وقفه روایت شده و اضطرار شهادت‌شان تازه نگاه داشته شود. آن‌ها نیاز به مراقبت دارند. به تماشاگرانی نیاز دارند  که سر کلافِ این تصاویر سیاسی را از پیوستار تاریخ بیرون کشیده و آن را تا روز داوری کش دهند. به گوهر عشقی نگاه کنید. او هر جا می‌رود تصویری از ستار بهشتی به همراه دارد.

admin بدون نظر ادامه مطلب

هنر آرت-سینما: بیست و نهمین دوره جوایز سالانه انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا (PGA)، یکشنبه صبح به وقت ایران در هتل بورلی هیلتن در بورلی هیلز برگزار شد و برندگان ۱۲ بخش سینمایی و تلویزیونی معرفی شدند. در بخش فیلم‌های بلند داستانی، گی‌یرمو دل تورو و جی. مایلز دیل برای «شکل آب» جایزه داریل اف. زانوک بهترین تهیه‌کننده سال را دریافت کردند.

«بیمار بزرگ»، «با اسم خودت به من زنگ بزن»، «دانکرک»، «برو بیرون»، «من، تونیا»، «لیدی برد»، «بازی مالی»، «پست»، «سه بیلبورد بیرون ابینگ، میزوری» و «واندر وومن» دیگر نامزدهای این بخش بودند.

دل تورو در مراسم حضور نداشت. دیل جایزه را گرفت و به نمایندگی از او یک بیانیه خواند. کارگردان مکزیکی برای دیدن پدر بیمارش به کشور خود سفر کرده است.

«شکل آب» یکی از فیلم‌های پیشتاز فصل جوایز سینمایی است. این فیلم فانتزی-رمانتیک سپتامبر پیش برنده جایزه شیر طلای هفتاد و چهارمین دوره جشنواره فیلم ونیز شد و در جوایز گلدن گلوب در دو بخش بهترین کارگردان و بهترین موسیقی (الکساندر دپلا) جایزه گرفت. «شکل آب» نامزد دریافت ۱۲ جایزه بفتا هم هست.

 «شکل آب» که پیشتر به طور مفصل در هنر آرت معرفی شده و گزیده نقدهای منتقدان جهانی درباره فیلم نیز در این سایت قابل دسترس است داستانش در سال ۱۹۶۲ و در دوران جنگ سرد روی می‌دهد. یک نظافتچی و همکارش که در یک آزمایشگاه دولتی مشغول کار هستند در یک مخزن آب مخلوقی دوزیست کشف می‌کنند. نظافتچی از روی تنهایی با مخلوق دوست می‌شود و… سالی هاوکینز، مایکل شانون، ریچارد جنکینز و اکتاویا اسپنسر در «شکل آب» بازی می‌کنند.

جایزه داریل اف. زانوک یک شاخص قوی برای پیش‌بینی برنده اسکار بهترین فیلم است، تا حدی به این خاطر که PGA از یک سیستم رأی‌گیری مشابه آکادمی علوم و هنرهای سینمایی استفاده می‌کند. انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا و آکادمی هر دو از سال ۲۰۰۹ تعداد نامزدهای بخش بهترین فیلم را به ۱۰ رساندند. آکادمی در ۲۰۱۱ با بازبینی در قوانین خود تعداد نامزدها را بین پنج تا ۱۰ کرد، اما PGA همچنان هر سال ۱۰ فیلم را نامزد جایزه داریل اف. زانوک می‌کند که البته امسال این قاعده را شکست و برای اولین بار ۱۱ فیلم را نامزد کرد.

از ۲۸ برنده قبلی این انجمن ۱۹ برنده، اسکار بهترین فیلم را هم بردند. البته در دو سال گذشته این اتفاق نیفتاد. سال پیش انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا جایزه داریل اف. زانوک بهترین تهیه‌کننده سال را به «لا لا لند» اعطاء کرد، اما بعداً «مهتاب» اسکار بهترین فیلم را برد. دو سال پیش نیز در حالی که انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا «کسری بزرگ» به کارگردانی آدام مکی را انتخاب کرد، جایزه اسکار بهترین فیلم به «مرکز توجه» ساخته تام مکارتی رسید.

پیش از آن هشت سال پیاپی، برنده‌های PGA و آکادمی علوم و هنرهای سینمایی یکی بودند.

انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا ۸۲۰۰ عضو دارد. شاخه تهیه‌کنندگان آکادمی که تقریباً تمام آن‌ها عضو انجمن تهیه‌کنندگان هستند، حدود هشت درصد از کل اعضای رأی‌دهنده آکادمی را شامل می‌شود.

در دیگر بخش‌ها، «کوکو» به تهیه‌کنندگی دارلا اندرسن جایزه بهترین فیلم انیمیشن را از آن خود کرد. «بچه رئیس»، «من نفرت‌انگیز ۳»، «فردیناند» و فیلم «بتمن لگو» رقبای «کوکو» در این بخش بودند.

«جین» به تهیه‌کنندگی برت مورگن، برایان برک، تونی گربر و جیمز اسمیت برنده جایزه بهترین مستند شد. «در جستجوی مرجان»، «شهر اشباح»، «فریادهایی از سوریه»، «زمین: یک روز شگفت‌انگیز» و «روزنامه‌نگار: زندگی و دوران بن برادلی»، دیگر نامزدهای این بخش بودند.

جوایز ویژه انجمن تهیه‌کنندگان آمریکا به جردن پیلی برای «برو بیرون» (جایزه استنلی کریمر)، آوا دوورنی (جایزه ویژنری)، چارلز روون (جایزه دستاورد دیوید او. سلزنیک در سینما)، رایان مورفی (جایزه دستاورد نورمن لیر در تلویزیون) و دانا لانگلی (جایزه مایلستون) اعطاء شد.

admin بدون نظر ادامه مطلب

یک شهروند زیر آوار عملیات ساختمانی شهرداری جان خود را از دست داده است. تخلف ماموران شهرداری در زیر پا گذاشتن اصول ایمنی آشکار است. مسئولان شهرداری اما از «معتاد بودن» فرد درگذشته صحبت می کنند.

هفته پیش ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد؛ در این ویدئو جنازه فردی نمایش داده می‌شود که به گفته فیلمبردار، در اثر بخشی از عملیات تخریب یک ساختمان توسط نیروهای شهرداری جان خود را از دست داده است. فیلمبردار که گویا از ساکنان همان محله- هنر آرت جانبازان- است می‌گوید «خانه نیمه تخریب بوده» است. پس از آن روزنامه قانون در شماره روز پنج‌شنبه خود در گزارشی به دفاع از عملکرد شهرداری در این عملیات پرداخته و استدلال‌هایی درباره مقصر نبودن شهرداری ارائه کرده است. هم‌زمان مسئولان شهرداری نیز واکنش‌هایی به خبر مرگ این فرد داشته‌اند. تمام اینها در حالیست که یک عضو شورای شهر اعلام کرده مرگ این شخص «بر اثر آوار و تخریب از سوی شهرداری بوده است». نخست به ادعاهای مطرح شده در روزنامه قانون به‌عنوان نمونه‌ای از دفاعیات شهرداری می‌پردازیم و در ادامه نظرات مسئولان شهرداری را مرورمی‌کنیم.

روزنامه قانون بیان قصور شهرداری در مرگ این شهروند را «دستمایه اغراض سیاسی برخی جریان‌های مخالف نظام» دانسته است. اما فارغ از چرایی دفاع یک روزنامه از عملکرد نهاد شهرداری بر اساس «گزارش‌های واصله» و کشاندن پای «مخالفان نظام» به این قضیه، استدلال‌های مطرح شده در این گزارش چه ربطی به واقعیت دارند و آیا آن‌گونه که ادعا شده شهرداری در این قضیه بی‌تقصیر است؟

فرض کنید شب‌هنگام فردی به این مکان مخروبه رفته و در آن موادی آتش‌زا جاساز کند. صبح و با شروع عملیات تخریب، ماموران شهرداری به آتش کشیده خواهند شد. آیا در این صورت کسی نخواهد پرسید چرا پیش از شروع یا ادامه عملیات تخریب اصول ایمنی رعایت نشده است؟

این روزنامه در دفاع از عملکرد شهرداری سه دلیل آورده است. نخست اینکه «ملک برای اشخاص حقیقی نبوده و حتی منازعه مالکیت بر سر آن میان شهرداری و شهروندان یا یکی از شهروندان وجود نداشته است». دوم «شهرداری برای ساخت بزرگراه شهید بروجردی آن بنا را تخریب کرده و حتی پروژه تخریب در میان راه بوده و برای این منظور علائم ایمنی لازم را قرار داده است» و سوم «شهروندی که جان خود را از دست داده، بدون اطلاع‌دادن به ماموران شهرداری شب را در منزل موردنظر خوابیده است». روزنامه قانون در نهایت نتیجه می‌گیرد «ماموران شهرداری با یقین نسبت به خالی بودن ملک به وظیفه خود پرداخته‌اند و مسئولیت ناشی از تخریب بر عهده فردی است که در ساختمان نیمه‌تخریب‌شده خوابیده است».

چرا استدلال‌های روزنامه قانون بی‌ربط است؟

ابتدا نگاهی به استدلال‌های اول و سوم بیندازیم و در ادامه استدلال دوم را با جزئیات بیشتری بررسی کنیم؛ استدلال اول در صورتی معنادار خواهد بود که رعایت اصول ایمنی تنها درباره مالک یا مالکان یک ملک موضوعیت داشته باشد. چنین ادعایی بر خلاف قوانین ایمنی موجود برای اجرای عملیات ساختمانی است. به‌عنوان مثال مسئول اجرای عملیات ساختمانی در قبال ایمنی رهگذران از محل عملیات ساختمانی نیز مسئول است. روشن است تمام رهگذران در ملکی که عملیاتی روی آن انجام می‌شود مالکیت ندارند. در توضیحات مرتبط با رد استدلال دوم، به این مساله بیشتر می‌پردازیم.

از دو منظر به استدلال سوم می‌پردازیم؛ اول باید پرسید از کسی که مکانی مخروبه را برای سپری کردن شب انتخاب می‌کند، انتظار می‌رود شب‌هنگام در پی ماموران شهرداری باشد و آنها را از تصمیم خود آگاه کند؟ ممکن است کسانی بگویند فرد فوت شده اساسا «حق» انجام چنین کاری را نداشته است. اما آیا عملکرد فرد بی‌خانمان، نافی انجام وظایف ایمنی در حین تخریب یک ساختمان است؟ فرض کنید شب‌هنگام فردی به این مکان مخروبه رفته و در آن موادی آتش‌زا جاساز کند. صبح و با شروع عملیات تخریب، ماموران شهرداری به آتش کشیده خواهند شد. آیا در این صورت کسی نخواهد پرسید چرا پیش از شروع یا ادامه عملیات تخریب اصول ایمنی رعایت نشده است؟ فارغ از چنین نگاهی، در پاسخ به استدلال دوم دقیق‌تر خواهیم دید که چرا ماموران تخریب «وظیفه» خود را انجام نداده‌اند و صحبت از «اطلاع‌دادن به ماموران شهرداری» بلاموضوع است.

استدلال دوم اما مهم‌ترین استدلال در این میان است. ابتدا باید گفت اینکه پروژه در حال ساخت در میان راه بوده، هیچ ربطی به لزوم اجرای قوانین ایمنی ندارد. اینکه به گفته روزنامه قانون علائم ایمنی لازم در آن مکان قرار گرفته بوده، خود از لزوم رعایت اصول ایمنی خبر می‌دهد. اما مقررات و آیین‌نامه‌های موجود، درباره رعایت اصول ایمنی در حین عملیات ساختمانی چه می‌گوید؟

در این مورد ابتدا سراغ مبحث دوازدهم «مقررات ملی ساختمان»، یعنی مبحث «ایمنی و حفاظت کار در حین اجرا» می‌رویم؛ مقرراتی که توسط وزارت مسکن و شهرسازی وضع شده و «بر هرگونه عملیات ساختمان نظیر تخریب، احداث بنا، تغییر کاربری، توسعه بنا، تعمیر اساسی و نظایر آن حاکم است» بنابر تعریف، «کارگاه ساختمانی» نیز «محلی است که یک یا تعدادی از عملیات مذکور در آن انجام شود.

در بند ۱۲-۲-۱-۱ و در کلیات اصول ایمنی آمده است «کارگاه ساختمانی باید به‌طور مطمئن و ایمن محصور و از ورود افراد متفرقه و غیرمسئول به داخل آن جلوگیری به عمل آید».

بند ۱۲-۲-۲-۳ می‌گوید «برای جلوگیری از بروز خطرهایی که نمی‌توان به طرق دیگر ایمنی را تضمین کرد و هم‌چنین برای جلوگیری از ورود افراد متفرقه به محوطه محصور شده یا منطقه خطر و نیز برای حفظ علائم نصب شده، باید مراقب یا مراقبینی در تمام طول روز و شب به‌کار گمارده شوند. به‌علاوه کارگاه ساختمانی یا قسمت‌های ساخته شده آن، در شرایطی که خطری ایمنی را تهدید کند، نباید به حال خود رها شود».

بر اساس بند ۱۲-۵-۸-۱ این مقررات «حصار حفاظتی موقت، سازه‌ای است موقتی، که برای جلوگیری از ورود افراد متفرقه و غیرمسئول به داخل محدوده کارگاه ساختمانی ساخته و برپا می‌شود».

مسئولان با تاکید بر معتاد بودن فرد در چنین مواردی، نوع نگاه خود به انسان‌ها را برملا می‌کنند. هم‌زمان امید دارند به این طریق بخشی از افکار عمومی را نیز با خود همراه کرده و بر نقش خود در شکل‌گیری شرایط نابسامان فعلی سرپوش گذارند.

پس می‌توان پرسید آیا مکان مذکور «به‌طور مطمئن و ایمن» محصور بوده است؟ اگر چنین خطری را جزو خطرهایی فرض کنیم که «به طرق دیگر» نمی‌توان از آن ایمن بود، آیا «مراقب یا مراقبینی در تمام طول روز و شب» به‌کار گمارده شده بودند؟ روشن است که مقررات بر «جلوگیری از ورود افراد متفرقه» تاکید دارند، نه آن‌طور که ادعا شده افراد ورود خود را به اطلاع ماموران مربوطه برسانند.

علاوه بر مقررات ملی ساختمان می‌توان نگاهی به آیین‌نامه حفاظتی کارگاه‌های ساختمانی انداخت؛ این آیین‌نامه مشتمل بر ۹ فصل و ۳۲۴ ماده، به استناد مواد ۸۵ و ۸۶ قانون کار در تاریخ ۱۳۸۱/۶/۹ به تصویب وزیر کار و امور اجتماعی رسیده است.

در ماده ۱۰ این آیین‌نامه آمده «کارگاه ساختمانی باید به‌طور مطمئن و ایمن محصور و از ورود افراد متفرقه و غیرمسئول به داخل آن جلوگیری بعمل آید. همچنین نصب تابلوها و علایم هشداردهنده که در شب و روز قابل رویت باشد، در اطراف کارگاه ساختمانی ضروری است». از قابل رویت بودن علائم ایمنی در محل موردنظر اطلاعی در دست نداریم، اما باز هم می‌بینیم که تاکید بر «جلوگیری از ورود افراد متفرقه و غیرمسئول» است.

در ماده ۴۵ گفته شده «هنگامی که ماشین‌آلات راه‌سازی و ساختمانی در حال کارند، ورود افراد به داخل شعاع عمل آنها باید ممنوع شود». این ماده ورود افراد به محدوده عملیات ماشین‌آلات را ممنوع اعلام کرده است، پس به طریق اولی اگر کسی در محدوده مذکور باشد، اجازه آغاز عملیات نباید صادر شود. روزنامه قانون از «یقین ماموران شهرداری نسبت به خالی بودن ملک» سخن گفته است، اما نگفته این یقین از کجا حاصل شده است. شاید از آنجا که در این شهر بی‌خانمانی وجود ندارد، چه رسد به اینکه بتوان تخیل کرد شب را در یک مکان نیمه مخروبه به صبح برساند.

فصل پنجم این آیین‌نامه به عملیات تخریب مربوط است و در اولین جمله آن یعنی ماده ۱۹۲ ذکر شده «قبل‌ از اینکه‌ عملیات‌ تخریب‌ شروع‌ شود، باید بازدید دقیقی‌ از کلیه‌ قسمت‌های‌ ساختمان‌ در دست‌ تخریب‌ بعمل‌ آمده‌ و در صورت‌ وجود قسمت‌های‌ خطرناک‌ و قابل‌ ریزش‌، اقدامات‌ احتیاطی‌ از قبیل‌ نصب‌ شمع‌، سپر و حایل‌ و ستون‌های‌ موقتی‌ جهت‌ مهار آن‌ قسمت‌ها‌ به‌عمل‌ آید». در صورتی انجام چنین بازدیدی از مکان موردنظر، احتمالا به‌وجود فردی که شبی مهمان آن مخروبه بوده نیز پی برده می‌شد. وجود وقفه در انجام عملیات ساختمانی و شروع مجدد آن پس از یک فاصله زمانی نیز، نافی رعایت اصول ایمنی حاکم بر عملیات نیست.

در مواد ۱۹۴ و ۱۹۵ همین آیین‌نامه باز هم بر لزوم محصور بودن منطقه خطر در اطراف ساختمان در دست تخریب، نصب علائم هشداردهنده قابل رویت در شب و لزوم جلوگیری از ورود افراد متفرقه تاکید شده است. در ماده ۱۹۶ می‌خوانیم «کلیه‌ راه‌های‌ ورودی‌ و خروجی‌ ساختمان‌ در دست‌ تخریب‌ به‌ جز راهی‌ که‌ برای‌ عبور و مرور کارگران‌ و افراد مسئول‌ در نظر گرفته‌ شده‌، باید مسدود شود». در ماده ۲۰۹ نیز بر مسدود کردن کلیه‌ راه‌های‌ ارتباطی‌ ساختمان به‌جز راه‌های مورد استفاده کارگران‌ تاکید شده است. روشن است راه‌های ورودی به این کارگاه ساختمانی مسدود نبوده‌اند.

آنچه روشن است اینکه شهردار بودن قالیباف یا نجفی، تاثیر چندانی در سرنوشت انسان‌های به حاشیه رانده‌شده شهر ندارد؛ این امر جدا از وقایع منتهی به مرگ یک انسان، از نحوه مواجهه مدیران و حامیان آنها با چنین مرگ‌هایی روشن می‌شود.

علاوه بر آن در ماده ۲۱۷ ذکر شده «در مواردی‌ که‌ دیوار از طریق‌ وارد آوردن‌ نیرو و فشار تخریب‌ می‌شود، باید کلیه‌ کارگران‌ و افراد از منطقه‌ ریزش‌ دور نگهداشته‌ شوند». فرض نیروهایی که در حال تخریب این ساختمان بوده‌اند، تنها خود آنها را در نظر گرفته است و امکان وجود موجودی زنده در آن محل را در نظر نگرفته است.

نجفی/قالیباف و قلدری شهرداری

مسئولان شهرداری در واکنش به این قضیه از جمله به مالکیت شهرداری بر این ملک، اطمینان نیروهای شهرداری از خالی بودن آن، احتمال مرگ آن فرد پیش از تخریب ملک و.. اشاره کرده‌اند؛ مسائلی که هیچ ربطی به لزوم رعایت اصول ایمنی توسط ماموران شهرداری ندارد. حتی اگر مشخص شود که مرگ فرد متوفی بر اثر ریزش آوار نبوده است.

در این میان اما سخنان بی‌ربط دیگری نیز مطرح شده است؛ رئیس مرکز ارتباطات شهرداری تهران در یک برنامه زنده تلویزیونی ادعا می‌کند «شهرداری اهل قلدری نیست» و «با هر قصوری در این زمینه برخورد خواهد کرد». ممکن است واژه «قلدری» در لحظه اول ما را به یاد نحوه برخورد ماموران شهرداری با دستفروشان و دوران شهرداری قالیباف بیندازد، اما کار به اینجا ختم نمی‌شود. او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفته «جمعی از اهالی منطقه بارها از طریق تماس با سامانه ۱۳۷ شهرداری تهران، موضوع این ملک مخروبه را که به محلی برای تجمع معتادان و نقطه بی دفاع شهری تبدیل شده، اعلام کردند». مدیر روابط عمومی شهرداری منطقه ۱۸ نیز در گفتگویی ضمن شرح ماوقع گفته «..البته با پیگیری‌های صورت‌گرفته مشخص شده وی معتاد و کارتن‌خواب بوده..». حرف‌هایی که در پی اعتراضات خیابانی اخیر و کشته شدن برخی شهروندان نیز از زبان مسئولان شنیده شد و اکنون کارکردش بیش از پیش برای ما روشن است؛ برچسب زدن به انسان‌ها و تلاش برای بی‌ارزش کردن حیات وجودی و در نهایت مرگ آنها. مسئولان با تاکید بر معتاد بودن فرد در چنین مواردی، نوع نگاه خود به انسان‌ها را برملا می‌کنند. هم‌زمان امید دارند به این طریق بخشی از افکار عمومی را نیز با خود همراه کرده و بر نقش خود در شکل‌گیری شرایط نابسامان فعلی سرپوش گذارند.

متاسفانه همین مسئولان دست‌اندرکار سیاست‌گذاری و اجرای سیاست‌ها هستند. «پاکسازی نقاط آلوده شهر» و اظهاراتی از این دست نیز، در چارچوب همین نوع نگاه است که معنادار می‌شود.

اینکه کارفرما، مجری، پیمانکار، صاحب کار و.. کدامیک باید در این زمینه پاسخگو باشند، نیاز به بررسی در محاکم موجود دارد. آن‌هم در صورتی‌که شخص یا نهادی پیگیر پرونده متوفی باشد. اما آنچه روشن است اینکه شهردار بودن قالیباف یا نجفی، تاثیر چندانی در سرنوشت انسان‌های به حاشیه رانده‌شده شهر ندارد؛ این امر جدا از وقایع منتهی به مرگ یک انسان، از نحوه مواجهه مدیران و حامیان آنها با چنین مرگ‌هایی روشن می‌شود. دستفروش باشید یا بی‌خانمان یا به ناچار هر شکل دیگری از زندگانی عاریتی را پیشه کرده باشید، حیات شما ارزش‌گذاری می‌شود و برچسب می‌خورید؛ هنگامه مرگ که فرا برسد، مرگتان هم دسته‌دوم نگریسته می‌شود.

admin بدون نظر ادامه مطلب

عکس جدید رامبد شکرابی و همسرش حدیث فولادوند در دهلی هندوستان

رامبد شکرابی و همسرش

 

رامبد شکرابی و حدیث فولادوند به هندوستان سفر کرده اند.رامبد شکرابی ۴۵ ساله و همسر ۴۰ ساله اش, عکسی از خود در شهر دهلی, دومین شهر بزرگ هند منتشر کرده اند.

رامبد شکرابی و زنش در هند



admin بدون نظر ادامه مطلب