ماجرای مسخِ لینچ؛خیلی دور خیلی نزدیک

۱۷ آبان ۱۳۹۶ هنری

هنر آرت-سینما: دیوید لینچ خالق مجموعه ای از کافکایی ترین فیلمهای تاریخ سینما یعنی «کله پاک‌کن» (۱۹۷۶)، فیلمسازی غرق شده در ذهنیت به شدت فیلمی چون «اینلند ایمپایر»(۲۰۰۶) حالا بر خلاف وعده های پیشین خود می گوید نمی خواهد بر اساس «مسخ» شاخص ترین اثر کافکا فیلمی بسازد. جهان سینمایی این فیلمساز که کمتر علاقه به حرف زدن و توضیح آثارش دارد آن‌چنان خود را تحت تأثیر دنیای کافکا نشان می‌دهد که نساختن این فیلم برای طرفدارانش به یک پرسش و شاید حسرت تبدیل شده است.
فرانتس کافکا نابغه‌ای بود با تخیلاتی غریب، برخواسته از تاریک ترین وجوه زندگی و لینچ هم دقیقاً چنین تصویری را در سینما عینیت بخشید. کافکا نویسنده ای محبوب است، بسیاری از هنرمندان قرن بیستم از آثار او تأثیر گرفته اند و خیلی از فیلمسازان جاه طلب سینما به بازآفرینی آثار او در سینما دست زدند. دیوید لینچ یکی از این هنرمندان است. نخستین فیلم لینچ «کله پاک‌کن» (۱۹۷۶) روایتی است سینمایی از انزوا، هراس و اضطراب کافکایی که با همان لحن خونسرد و خنثای کافکایی تصویر شده است. به‌گونه‌ای که در برخی لحظات، رقت زندگی ‌آدم‌های فیلم، خنده‌دار است. تأثیر لینچ از کافکا فقط محدود به یک فیلم نماند و سایه کافکا در بهترین فیلم‌های لینچ  حضور دارد.

به گزارش «اسکرین» لینچ پس از دریافت جایزه دستاورد جشنواره فیلم رُم در گفت‌وگویی یک‌ساعته درباره مسائل مختلفی صحبت کرد که یکی از آن‌ها پروژه سینمایی «مسخ» بود. او گفت: «مدت زیادی مشغول کار روی اقتباس از  «مسخ» بودم. زمانی‌که نگارش فیلمنامه‌ای بلند را براساس ایناثر به پایان بردم متوجه شدم زیبایی «کافکا» در واژگانش است. این داستان مملو از واژه‌هاست و وقتی فیلمنامه‌ تمام شد احساس کردم بهتر است این اثر روی کاغذ باشد تا به یک فیلم تبدیل شود؛ بنابراین از ساخت آن منصرف شدم.»

برگرفته از روزنامه آسمان آبی

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم